سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آنکه بیندیشد به بینش می رسد . [امام علی علیه السلام]

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

دیروز . فردا . بعداً دوشنبه 86 شهریور 5  12:0 صبح

 

بسم الله الرحمن الرحیم  


 

خانه کوچیک، پایین شهر ،خانه 700 متری بالا شهر، .....ازین حرفا !


 

یه کرسی تو اتاق ،هتل 5ستاره....  ازین حرفا!


 

یک سفره ساده ،ابگوشت دیزی .... مرصع پلو ،جوجه ،قورمه سبزی ....چند نوع دسر .....ازین حرفا!


 

رئیس جمهوران روزها  ،....مسئولین چند رده پایین ترحالا.....  ازین حرفا!


 

مجالس ساده ،عروسیهای انچنانی..... ازین حرفا!


 

 حلقه چند ملیونی...  ازین حرفا !


 

رجایی و...و..و... ازین حرفا !


 

دیروز ، امروز، تغییر ارزشها  .....ازین حرفا !


 


 

من چی گفتم ؟ شما فهمیدین خداییش ؟


 

من که قاطی کردم ، عروسی یکی از اقازاده ها! (..)... برنامه تلوزیونی  زندگی شهید رجایی، ازین حرفااااااااااااااااااا!!!!!


 

 البته شیطونه را حواسمون باشه ما هم شاید مستثنی نباشیم ازین حرفا ..!


 

حالا می فهمم اقا انگشتر خودشون رو برای حلقه دامادی پسرشون دادن ..بزرک بوده دادن کوچیک کردن اندازش بشه یعنی چی؟!  حالا میفهمم  (شیخ بهلول درباره اقا میگن شاید من به زهد مشهور باشم اما اقای خامنه ای از من زاهد ترند چون من چیزی ندارم و زهد می ورزم اما اقای خامنه ای با ان همه چیز که در اختیار دارند نسبت به مال دنیا بی تفاوتند )یعنی چه ! ازین حرفا...!


 

پی نوشت :


 

داخل پرانتز:حالا بعضی میگن دارندگی و برازندگی ، خب حلالش شاید اشکال نداشته باشه اما هم نشینی و هم دردی مسئولین با مردم محروم باعث میشه  بیشتر درکشون کنن و بهتر برنامه ریزی کنن ازین حرفا ..!


 

یک پست این وسط جاموند ،بعدا ...ازون حرفا


 

برای ما دعا کنید ....

http://mamankhanoom.parsiblog.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

شین مثل شادی جمعه 86 شهریور 2  2:50 عصر

-آی.......پسرم کجایی....؟؟؟؟؟؟

-خانم مهدوی گریه نکن...


-خانم رزاقی چه جوری گریه نکنم .....تک پسرم نور چشمام رفته رفته پیش باباش....


حالا بدون اون دوتا منو ترلان چی کار کنیم....

 

-مامان؟؟؟مامان؟؟؟داداش علی کجا رفته؟؟؟باباهم که نیست؟؟؟مگه اینا نمیدونستن...مگه داداش علی نمیدونست من 2ماه دیگه 


می خواهم برم کلاس اول؟؟؟


-ترلان جون داداش علیتم رفته پیش بابات تا باهم برن پیش خدا حالا من موندمو تو....

-خانم مهدوی میشه برام به صورت کامل بگید چی شده؟؟؟


-چی بگم خانم رزاقی...بازم این فوتبال کثافت که ازش بدم میاد بازم کار دسته ما داد....اون از باباش که تو باخت چه میدونم کدوم گهی شون بود


اتوبوسشو آتیش زدن اینم از این پسرم....تو برگشت از ورزشگاه افتاده دست تماشاگرای نامرد حریف که تیمشون به تیم علینا باخته بود با چاقو

زدنشو تا برسوننش به بیمارستان مرده وووووووواااااااای ی ی ی......خدااااااا....

 

-خانم مهدوی آروم باش حتما خواست خدا بوده..


-چه خواستی؟اینکه چند تا خونواده ناراحت بشن؟آخه مرگ بر اینا بیاد که همه شادی ها و سرگرمی های بچه های مارو گرفتن تا تنها شادی شون


 

دیدن فوتبال باشه؟آخه مرگ بر اینایی که لاتن و فقط برا فش دادن و دعوا کردن میرن ورزشگاه.....آی..آی...قلبم... خانم رزاقی قلبم خدا ومواظب

 

ترلان باشین...


-خانم مهدوی؟خانم مهدوی؟نه...نه...نه...

 

-خانم رزاقی چی شده؟مامان...مامان...ماماماماماما مامامامامامان.......

 

آره این بود زندگی من ترلان که الان 21 سالمه حمید تو و خونواده منو(زنتو) ندیدی....

 

-ترلان گریه نکن...


-حالا می فهمی چرا از فوتبال بدم میاد...


-آره....آره می فهمم....


..............................................................................................................

 

این داستان خیالی بود اما حرفای تمام کسانی بود که تو فوتبال خونوادشونو از دست دادنو هیچکی نفهمیده........ 

http://penalti.parsiblog.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

مادرم زهراست جمعه 86 شهریور 2  2:48 عصر

این عکسی که مشاهده میکنید در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها ست.


 


 

که در کنار مرقد پیامبر است.خانه ای که در آن به مسجد باز میشد و به دستور خدا در همه خانه هایی که به مسجد باز میشد غیر ازین خانه بسته شد.


 

اطراف این خانه و همچنین مرقد موانعی قرار داده اند که مبادا کسی دست بزند چون بنظر آنها شرک است.


 

گریه،دعا و...ممنوع است.


 


 

روز دوشنبه 19 تیر رفته بودم این قسمت از مسجد.خواستم با مامور امر بمعروفی که در اونجا بود صحبت کنم اما بخاطر اینکه خیلی ناراحت بودم منصرف شدم ...


 

فرداش رفتم همانجا. رفتم پیش یکی از ماموران سلام و علیک کردم(عربی)


 

ازش پرسیدم:این در و این نرده ها چیه؟


 

گفت :باب فاطمه(در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها) بعد ادامه داد اینها جدید هستند از آنزمان نیستند بلکه حدود 300 سال است که ساخته شده اند.


 

داشتم ازش سوالات دیگری میپرسیدم که گفت:اهل کجا هستی؟


 

گفتم :ایرانی


 

گفت:رافضی هستی ؟(رافضی تعبیر اهانت آمیزی است که به شیعه میگویند) 


 

گفتم :من هم شیعه هستم هم سنی(اهل سنت واقعی ما شیعیان هستیم که به سنت پیامبر عمل میکنیم اونا اسم خودشان را گذاشتند سنی...)


 

با تعجب گفت:چطوری؟


 

گفتم :من فکر میکنم سنی ها و شیعه ها هرکدام یک کارهای جالبی دارند من به آنها عمل میکنم...


 

حالا من آمدم ببینم حق با کدامیک است و هرکدام را که حق بدانم از آنها تبعیت میکنم.


 

همه این حرفها در محیطی دوستانه بود و من مثلا یک انسانی بودم که میخواستم انتخاب کنم بین تشیع و تسنن.


 

چند تا بحث پیش پ افتاده مطرح کرد که مثلا  شیعیان چرا مهر میگذارند؟و...


 

من هم با خونسردی جواب میدادم که خوب شیعه ها دلیلشون اینه...


 

گفت:نکاح متعه حرام است چرا شیعه ها حلال میدانند؟


 

گفتم :شیعیان میگن روایت هست که پیامبر این عمل را حلال میدانسته و عمر اون را حرام کرده. من خودم روایاتش را دیدم.


 

گفت:نه اینطور نیست.


 

گفتم :باشه هرچی تو بگی...(نمیخواستم سر به سرش بگذارم)


 

بعد گفتم :خوب من میخواهم در مورد شیعه و سنی تحقیق کنم شما در این زمینه کمک کنید


 

گفت:من چند تا کتاب برات میارم بخوان


 

قبول کردم


 

گفت:کتابها تو ماشینه برم بیارم؟


 

گفتم :باشه من اینجا هستم تا شما بیاری


 

خیلی اصرار داشت که میترسم من برم بیارم تو نباشی و بروی


 

تاکید کردم که من همینجا هستم تا شما برگردی


 

رفت و از تو ماشینش 4-5 تا کتابچه بیخود آورد.کتابهایی که نه محتوایی داشت نه قلم مناسبی و ترجمه بسیار ناقص و مغلقی داشت.


 

گفتم :غیر از اینها کتاب دیگری اری؟


 

گفت :سی دی دارم فردا برات میارم .


 

تا فردا که بازهم قرار داشتیم از دوستم آقای ابوالقاسمی که ایران بود 3تا آدرس از منابع اهل سنت گرفتم که در آنها گفته شده بود که عمر متعه را تحریم کرده.


 

روز 4شنبه دیدمش گفت:سی دی را نیاوردم چون فکر نمیکردم بیای


 

خلاصه عرض کنم:


 

هر روز یک بهانه می آور.


 

روز پنج شنبه صبح و بعد از ظهر بازم بهانه آورد.


 

وقتی دید حرفی برای گفتن نداره من را به یکی از دوستاش ارجاع داد.


 

اون هم چون بلد نبود فقط  از من تعریف و تمجید کرد که بله از قیافت معلومه از صالحان و ابرار هستی،خیلی نورانی هستی و...


 

او هم چون حرفی نداشت من را برد پیش یکی دیگر از مامورین امر بمعروفشان به نام ((قاسم))


 

قاسم گفت :بعد از نماز عصر بیا


 

رفتم دیدم همان حرفای تکراری که این کارها شرک است خدا گفته:شرک نورزید و ازین حرفا


 

گفتم:من اینا را شنیدم دنبال حرفای جدیدی هستم.


 

او هم که چیزی در چنته نداشت قول یک سی دی داد.


 

بالاخره طارق و قاسم هیچ کدام سی دی نیاوردن.


 

گفتم:ایمیل دارید؟


 

گفتن: نه و اصلا حروف انگلیسی را هم قاطی میکردند اما یک رفیقشان که کمی با کلاستر بود ایمیل من راگرفت که بعدا به من ایمیل بزند.


 

آدرس منابع اهل سنت را هم به هرکدام میدادم میگفت: من نمیدانم .قرار شد که جواب اینها را هم به ایمیل بفرستند.


 

تا حالا هم که یک ماه میگذرد خبری نشده


 

جالب بود که اینها که اینقدر ادعاشون میشد و هارت و پورت میکردن هیچ کدام به اندازه یک فرد معمولی هم اطلاعات نداشتن و مردمشان را با زور و تبلیغات ساکت کردن...


 

(این مناظره را خیلی خلاصه نوشتم.وگرنه در این چند روز خیلی حرفا زدم که جز سر تکان دادن کاری نمیکردن)

http://hamsokhan.parsiblog.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

مهدویت جمعه 86 شهریور 2  2:46 عصر
 ما و هنر تعظیم شعایر

یکی از وظیفه‏های اساسی ما این است که عیدها و همچنین روزهای وفات و شهادت را گرامی و بزرگ بداریم. به این کار می‏گویند تعظیم شعایر.


وبلاگ هم می‏تواند به عنوان یکی از ابزارهای تعظیم شعایر استفاده شود.چهارقل؛ خبرخوان وبلاگ‏های فارسی مذهبی اکثرا سطحی


من اعتراض دارم. برای وبلاگستان مذهبی فارسی متاسفم. همچون رسانه ملی که روزهای مناسبتی یادش می‏افتد که از نمادها، موسیقی‏ها، انسان‏ها و موضوع‏های مذهبی و ظاهرا مذهبی استفاده کند، سرزمین وبلاگ‏های ما هم همین کار را می‏کند. روزهای مناسبت‏ها که می‏شود، هر کسی از آقای گوگل یک جستجوی جالب می‏کند، شعری را انتخاب می‏کند، یا متن ادبی جذابی را پیدا می‏کند و در کنار یک عکس رمانتیک توی وبلاگش می‏گذارد.


احتمالا الان دارم به وبلاگ‏های مذهبی توهین می‏کنم. توی همین لینک‏های خودم هم کم نیستند وبلاگ‏هایی که کارشان در مناسبت‏های مذهبی دقیقا همین است.


درست است که ما باید وظیفه خود را در قبال آرمان‏ها و عقیده خود انجام دهیم اما این کار مخاطراتی هم دارد که نیاز به دقت زیادی دارد. پرداختن تکراری و بدون خلاقیت به مناسبت‏های مذهبی و غیر آن حتا ممکن است نتایج کاملا منفی داشته باشد. آن چنان که این تجربه در صداوسیمای عزیز به انجام رسیده است!


خیلی‏ها می‏گویند ما باید این کار را بکنیم. می‏گویند ما باید وظیفه خودمان را انجام دهیم. به خاطر همین هم هیچ توجهی نمی‏کنند که آیا در این کارشان حرفی هم برای گفتن دارند یا نه؟ آیا نوشته‏های‏شان در جهت تعظیم شعایر نتیجه‏ای هم دارد یا نه؟ آیا خواننده وبلاگ‏ها به یادداشت شما توجه می‏کنند؟ چیز تازه‏ای یاد می‏گیرند؟


همین الان سری به این‏جا بزنید. چهارقل یک پایگاه اینترنتی‌ست برای اطلاع‌رسانی روزانه از آن‌چه با موضوع اندیشه دینی و نیز فرهنگ جبهه، عاشورا، انتظار، شهادت و حق‏طلبی در گستره‌ی وب منتشر می‌شود.
به شهادت پیر و جوان و زن و مرد، اکثر وبلاگ‏هایی که در این خبرخوان آنلاین وجود دارد، از همان وبلاگ‏هایی هستند که شرح دادم.


این است سرگذشت وبلاگ‏نویسی متعهد فارسی. پرداختن به محتوا بدون توجه به فرم. بی‏توجهی به اقتضائات دنیای وب.

http://fateh.parsiblog.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

تا خدا پنج شنبه 86 شهریور 1  3:0 عصر


 

 


 

ساعت حدود 10 شب، همه جا تاریک ،و جز شلیک های سرگردان عراقی ها چیزی شنیده نمی شود، اما نه....!!
ستون خیلی آرام در حال حرکته،
نفر جلو می نشیند ،و تو هم باید بنشینی ،نفر پشت سر تو هم و.....کل ستون می نشیند!
نشستن کمی طولانی می شه،
:چی شده برادر ؟چرا حرکت نمی کنیم؟
:بچه های تخریب مشغول باز کردن معبرند.
:پس حالا حالاها مهمونیم؟
:نمی دونم،
:می گم اگه ستون حرکت کرد منو بیدار کن منکه گیج خوابم.
:بی مزه حالا وقت خوابه؟


 

کمی جلوتر داخل معبر!
:اخوی خوردنی چی داری؟
: ....!گلوله داغ،می خوری؟
:بد اخلاق،حرفهای امید بخش بزن،گلوله داغ رو نگهدار برا همسایه(عراقیها)که نمی دونند چند دقیقه دیگه مهمون نا خونده دارند.
:من که الان شوکولات هامو می خورم،تا اگه بلا، ملایی سرم اومد دست شما نیوفته.


 

کمی جلو تر داخل معبر!
:چی شده برادر ختم قرآن برداشتی ؟
:نه داداش دارم برات فاتحه می خونم.
:پس منم شروع کنم!تو هم خوب آدمی بودی!


 

*وسر ستون دو نفر از همه دنیا و هیاهو هاش جدا مشغول باز کردن انتهای معبرند.
*عرض حرکتی ما داخل معبر حدود یک متره!
*سنگر کمین عراقی ها رو رد کردیم،(بیچاره ها نمی دونند اجل های معلق دارند دور سرشون پر می زنند.
*حدود 30 متری سنگر کمین عراقی ها همه منتظر ند تا دستور حرکت داده بشه.


 

پیام پشت پیام ،گوش به گوش تا آخر ستون میرسه.
*برادر ذکر خدا یادت نره.
*برا فرج امام زمان دعا کنید.
*
اینجا معبره نزدیکترین نقطه تا خدا.
*تا درگیری شروع شد بچه های عقبی تیر اندازی نکنند.
*سکوت ،سکوت،سکوت.


 

حالانفر اول ستون سید جلال دقیقا زیر سنگر عراقی ها ضامن نارنجک رو کشیده و آماده پرتابه.


 

بی سیم چی گردان در حالیکه اشک تو چشماش به خوبی دیده می شه گوشی رو به گوشش چسبونده و منتظره!


 

احساس می کنی خیلی هوا سرد شده و بدنت می لرزه،


 

شاید قشنگترین و سخترین چیزی که تو معبر بهش فکر می کنی بچه های نیم خیز تو معبرند .


 

هیچگاه این قدر  نزدیکی به خدا رو احساس نکردم،اگه قابل باشی و حضرت عشق آفرین هم عاشقت باشه ،کار تمومه،بچه های آسمونی معبر به خوبی تو این لحظات قابل تشخیصند.


 

و صدای انفجاریعنی پایان سکوت زیبای معبر.


 

دیگه معبر پر شده از صدای الله اکبر ،یازهرا،یاحسین، یاصاحب الزمان ،و....!


 

:اخوی پاشو حرکت کن بزن به خط!
:ولش کن خودت برو جلو اون شهید شده.
فریاد :بچه ها الله اکیر بگید برید جلو.
فریاد:عراقی ها دارند فرار می کنند عقب نمونی .
:اخوی چرا داری بر می گردی؟
: زخمی شدم.
:قبول باشه ،از یه طرف معبر برو عقب.


 

*اما مهمترین قصه معبر :


 

کالیبر عراقی ها قفل می شه رو معبر و این یعنی سخترین حالت معبر ،جلوی پاهات شهدا و زخمی ها ،و فریاد کمک خواستن اونها که یه لحظه قطع نمی شه،و سمت چپ و راستت میدان وسیع مین،بعضی ها برا فرار از جلوی کالیبر عراقی ها به آغوش میدان مین پناه می برند واز معبر خارج می شنددر پی اون انفجار وپرتاب شدن قسمتی از پیکر پاک یکی از بچه های عصر خمینی به سمت تو .


 

شهید اکبر جزی تیر به شکمش خورده و پاره شده اما با یک دست بر شکم و یک دست خالی خودش رو به کالیبر عراقی ها می رسونه و لوله گداخته شده کالیبر عراقی ها رو به سمت آسمان فشار می ده و با اینکار ش قفل معبر رو باز می کنه و چند لحظه بعد فریاد ی تو خط می پیچه (الله اکبر بچه ها خط شکسته شد)عراقی ها فرار کردند.


 

و من که ازفیض بوسه ملائک بی نصیب نمانده بودم داخل معبر به انتظار رسیدن امدادگر و برانکارچی به اطرافم نگاه می کنم وبه این فکر می کنم


 

*اینجا معبر است نزدیکترین نقطه تا خدا.


 

****


 

امروز دوباره عجیب دلتنگ معبرم ،و از خدا می خوام همه از معبر به عرش راه پیدا کنیم.

http://mabar.parsiblog.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

یکی در راه است چهارشنبه 86 مرداد 31  3:37 عصر

میگفت : اگه به یه بچه که هنوز به دنیا نیومده بگن پاهاتُ میگیریم ، میگه خب بگیرید ، تازه خیلی هم خوشحال میشه ، به خاطر اینکه فضای بیشتری  تو اون فضای کوچیک رحم پیدا میکنه.


اگه بگن چشماتُ میگیریم میگه خب بگیرید ، من نیازی بهشون ندارم ، اینجا فقط سیاهیه ، بدون چشم هم مشکلی نخواهم داشت.


میگفت : اگه بگن دستاتُ میگیریم بازم میگه بگیریدشون نیازی بهشون ندارم...




به هیچ کدوم نیازی نداره چون نمیدونه بعد از دنیای محدود رحم ، دنیای بزرگی هست که به همه ی اینا نیازمند میشه.


دنیایی با زیبایی های بیشمار، که برای لذت بردن از اونا به دستُ پا و گوشُ چشم و .... که الان به نظرش بی اهمیته نیاز داره ، دنیایی که تحملش خیلی سخت میشه بدون داشتن چیزایی که قبل از تولد بهش نیازی احساس نمیکنه.


یادمان که هست ؟


تولدی دوباره در راه است؟


یادمان که هست؟


دنیای جدیدی در پیش روست




پ ن :


به قول یه دوست :


این همه می نویسیم و می خونیم ، می خونیم و می نویسیم و آخرش سرمون رو می‏کنیم تو همون آخوری که بود...

http://i.parsiblog.com/271306.htm


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

الهام چهارشنبه 86 مرداد 31  1:44 عصر
آیا به نظر نمی رسد که زندگی چون راز است و فراز و نشیبش فراسوی درک ما؟

پیرامون ما پلیدی وجود دارد.اما عیسی مسیح فرمود:))از پلیدی,نیکیمی زاید.))

خیر قدرتمندتر از شر است.بیاید به خدا توکل کنیم و بدانیم که راههای"او"همه خرد

 است و عشق"او"یگانه حقیقت رخشندهء زندگی.

او دانشمندی بود که سرانجام به عابد خدا تبدیل شد.

می گفت:((سالها به دنبال حقیقت بودم.و جستجویم مرا به آغوش 

خداوند عاشق رهنمود کرد.زیرا که حقیقت عشق است و عشق خداست.))

قلبم نیایش می کند:((خدایا مرا با عشق جاودانه,با خودت یکی کن.))

http://www.moment-godly.blogfa.com/


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

راز یک پیروزی سه شنبه 86 مرداد 30  6:55 عصر
راز پیروزی حزب الله ؟!


 


 

پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه نقطه عطف مهمی در تاریخ جنگ های منطقه محسوب می شود.

هم اکنون کارشناسان نظامیاسراییل وغرب مشغول تحلیل مولفه های گوناگون این جنگ نابرابر ودست یابی به

علل ناکامی ارتش مجهز رژیم صهونیستی در برابر گروه چریکی حزب الله هستند.


فرزان شهیدی


حزب الله مولود جنگ لبنان در اوایل دهه هشتاد میلادی است. این جنبش انقلابی در گیرودار نبرد با اشغالگران صهیونیستی در جنوب لبنان بالنده شد وبه زودی تبدیل به یک عنصر تاثیرگذار در معادلات منطقه ای شد. اوج پیروزی حزب الله در عقب نشینی ذلت بار ارتش اسرایل در ژوئیه ۲۰۰۰ نمود یافت. از آن پس حزب الله توام با اقتدار وسربلندی روزگار بسر می برد، اما طولی نکشید که فشارهای سیاسی بین المللی وداخلی علیه این جنبش انقلابی آغاز شد ومخالفان در قالب قطعنامه ۱۵۵۹ خواهان خلع سلاح این حزب شدند.


استدلال مخالفان آن بود که هویت نظامی حزب الله با سیادت دولت لبنان در تعارض است، غافل از آن که اگر حزب الله نبود چه بسا سرزمینی ودولتی به نام لبنان وجود نداشت تا از سیادت آن سخن گفته شود.


در هر حال حزب الله در برابر طوفان مخالفت ها چون کوهی استوار ایستاد وسید حسن نصرالله رهبر شجاع ومدبر حزب بار دیگر منطق مقاومت را با صدای رسا اعلام کرد: “طالما هناک احتلال، طالما هناک مقاومه” (مادامی که اشغالگری هست مقاومت هم هست)


این سخنان با توجه به حضور اشغالگران در مزارع شبعا وتپه های کفرشوبا کاملا منطقی بود، بنابراین ادعای اسراییل مبنی بر اجرای قطعنامه ۴۲۵ در هاله ای از تردید قرار گرفت ومخالفان داخلی موسوم به گروه چهارده مارس ناچار به توسل به شیوه های دیگری چون اتهام حزب الله به سلطه جویی وتشکیل دولت سایه ووابستگی آن به ایران وسوریه شدند.


گزینه نبرد نظامی آخرین راهکار آمریکا واسراییل جهت از میان بردن ویا حداقل خلع سلاح حزب الله بود وآن گونه که دبیر کل حزب الله در نطق تلویزیونی خود در بحبوحه نبرد فاش ساخت، این نبرد از مدت ها پیش طراحی شده وحمایت های منطقه ای قرین آن شده بود. اسارت دو نظامی اسراییلی توسط حزب الله در واقع دستاویزی برای برافروختن این جنگ حساب شده بود.


اما با گذشت بیش از یک ماه از نبرد نابرابر، حزب الله بار دیگر از این معرکه دشوار سربلند بیرون آمد. دشمنان بار دیگر آزموده را آزمودند وچون عظمت واقتدار حزب الله را در ابعاد سیاسی ونظامی وامنیتی وروانی دریافتند، جهت فیصله نبرد به شورای امنیت متوسل شدند. صدور قطعنامه ۱۷۰۱ در واقع تلاشی بود برای نجات آبرومندانه اسراییل از ورطه نبرد با حزب الله.


شاید در واشنگتن وتل آویو اعتراف به شکست در برابر جنبش چریکی حزب الله بسیار دشوار باشد، اما چه کسی است که نداند پایان جنگ توسط شورای امنیت به معنای شکست نظامی کسانی است که در طول بیش از یک ماه همه توان خود را جهت نابودی حزب الله به کار بستند اما نه حملات هوایی ودریایی ونه عملیات های زمینی، هیچ یک از اهداف آنان را محقق نساخت. تنها دستاورد ماشین جنگی اسراییل ویرانی زیرساخت ها وکشتار وآوارگی مردم بی گناه لبنان بود که البته چنین اقدامی در منطق نظامی پیروزی محسوب نمی شود بلکه در عرف بین الملل جنایت جنگی قلمداد می شود.


اکنون پرسش اساسی آن است که راز پیروزی حزب الله چیست؟ چگونه است که یک جنبش چریکی با امکانات محدود توانسته است نه تنها ارتش شکست ناپذیر اسراییل را به «خانه عنکبوت» تبدیل کند، بلکه حامی استراتژیک آن یعنی ایالات متحده امریکا را با ناکامی سختی مواجه ساخته است؟


مهم ترین رمز پیروزی حزب الله آن است که این حزب مسمای نام خود را عملی ساخته است. به دیگر عبارت رزمندگان حزب الله براستی حزب ولشکر خدایند وتوشه ای از معنویت وایمان وشهادت طلبی در دست داشته ووارد باب جهاد شده اند، آن بابی که به تعبیر مولا علی(ع) دروازه فردوس برین است(ان الجهاد باب من ابواب الجنه).


قرآن کریم هم در آیات متعددی به مجاهدان راه خدا وعده نصرت وپیروزی داده است(ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم) وایمان وصبر را جبران کننده عِده وعُده اندک برمی شمرد(ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین) وچه بسا اذن خدا پیروزی گروه اندک را در برابرگروه بسیار رقم می زند(کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله).


حزب الله تشکلی است مردمی همانند بسیج که صفوف آن را جوانانی جان برکف وعاشق تشکیل داده اند. رهبران این حزب چون در اوایل دهه هشتاد در تهران به محضر امام راحل(ره) رسیدند با امام خود عهد کردند که در کربلای لبنان عاشورایی بجنگند!


فرزندان حزب الله بر عهد خود پایدار ماندند واز نثار جان خود در این معرکه دریغ نورزیدند. خاک جنوب وبقاع هوز آغشته به خون پاک شاگردان مکتب امام راحل(ره) است، هم آنانی که جان با جانان خود سودا کرده وحله زیبای شهادت بر تن نمودند.


افزون بر انگیزه های معنوی، راز دیگر پیروزی حزب الله در توانمندی های شگرف این حزب در ابعاد نظامی وچریکی وسازمادهی وتجهیزات وتسلیحات خلاصه می شود. به لحاظ نظامی حزب الله که پس از عقب نشینی اسراییل در سال ۲۰۰۰ پیش بینی نبردی تمام عیار با این رژیم را می کرد به حکم «واعدوا لهم ما استطعتم من قوه» به تجهیز وآموزش عناصر خود پرداخت. در این مدت حزب الله موفق به تجهیز زرادخانه موشکی خود شد تا با هدف قرار دادن عمق خاک اسراییل «موازنه وحشت» را در جنگ نامتقارن ایجاد کند.


از سوی دیگر حزب الله جدیدترین شیوه های جنگ های چریکی را به رزمندگان خود آموزش داد. این آموزش ها در کنار دلاورمردی وشهادت طلبی پیکارجویان حزب الله در معرکه های سختی چون مارون الراس وبنت جبیل وعدیسه ومرکبا خود را نشان داد وتیپ زبده کماندویی اسراییل موسوم به تیپ گولانی متحمل تلفات وشکست سختی شد.


حزب الله در تسلیحات وجنگ ضد زره نیز پیشرفت زیادی کرد، به گونه ای که با برافروخته شدن جنگ به راحتی به شکار ناوچه ها وتانک های پیشرفته دشمن پرداخت. کارشناسان نظامی غرب ونیز نظامیان رژیم صهیونیستی اعتراف کرده اند مقابله با شیوه های نبرد چریکی وکمین های حزب الله کار ساده ای نیست وسران تل آویو نیز اذعان کرده اند هیچ ارتشی قادر به خلع سلاح حزب الله نمی باشد!


حتی اگر چنین تصریحاتی از سوی دشمن به گوش نمی رسید، صرف پذیرش قطعنامه ۱۷۰۱ وتن دادن به آتش بس حاکی از عجز وشکست ارتش اسطوره ای اسراییل در برابر حزب الله قهرمان می باشد.


در بعد سازماندهی وکار اطلاعاتی وامنیتی نیز حزب الله دستاوردهای بزرگی داشته است. هیچ یک از رهبران حزب الله در جریان نبرد جاری علیرغم بمباران گسترده وشدید لبنان آسیب ندیدند وعملیات هلی برن که به منظور اسارت کادر وعناصر حزب الله در بقاع وجنوب صورت گرفت ناکام ماند.


در بعد تبلیغاتی وجنگ روانی هم حزب الله ابتکار عمل را در دست داشت وشبکه تلویزیونی المنار با آن که بارها ایستگاه های آن مورد اصابت قرار گرفت تا پایان جنگ فعال بود و به پوشش خبری نبرد وبه ویژه عملیات های موفق حزب الله در جنوب می پرداخت.


پخش سخنان متین ومستدل سید حسن نصرالله از این شبکه که با طمأنینه خاصی سخن می گفت، حاکی از اقتدار حزب الله در بحبوحه جنگ نابرابر بود. این در حالی بود که در چهره وسخنان سران دشمن دستپاچگی واضطراب موج می زد!


مخاطبان سید حسن نصرالله اعم از دوست ودشمن با ولع خاصی به سخنان او گوش فرامی دادند چرا که تصریحات او ضمن آن که راهبردهای حزب الله را نمایان می ساخت، تصویری واقعی از جنگ ودورنمای آن را در اوج سانسور خبری رسانه های دشمن ارائه می کرد.


سید حسن در جذب مخاطبان داخلی هم موفق بود. نظرسنجی های گوناگون حاکی از ایستادگی مردم لبنان در کنار مقاومت بود. همبستگی جامعه لبنان در اوج حملات سنگین اسراییل از دستاوردهای سیاسی حزب الله محسوب می شود. حتی مخالفان حزب که از مصاحبه ها واظهارات انتقادآمیز خود علیه حزب الله طرفی نبستند، ترجیح دادند سکوت کنند تا آتش جنگ فروکش کند وسپس وارد معرکه شوند!


این به این معناست که حزب الله در دوره آتش بس با چالش های جدیدی روبه رو خواهد بود، خصوصا آن که مخالفان افزون بر قطعنامه ۱۵۵۹ قطعنامه جدید ۱۷۰۱ را نیز به عنوان دستاویز اعمال فشار بر حزب الله در دست دارند.


اما حزب الله ثابت کرده است که به راستی حزب خداست وبه همان اندازه که در عرصه نبرد طوفنده ظاهر می شود، در صحنه سیاست ودولت نیز از درایت ودوراندیشی کافی برخوردار است. مواضع حکیمانه حزب الله حاکی از آن است که در منطق این حزب اهتمام به وحدت ملی کمتر از توجه به دفاع از خاک وعزت لبنان در برابر تجاوزات دشمن نیست. چنین منطقی مخالفان را خلع سلاح می کند، هر چند این سلاح قطعنامه های غیرعادلانه بین الملی باشد!


در هر حال حزب الله پیروز است، چرا که این حزب انقلابی حامل فرهنگ سترگ مقاومت وعزت اسلامی است، فرهنگی که ریشه در امتداد تاریخ دارد وبا خون مردم لبنان ومنطقه عجین شده است. از این رو طرح های دشمن همچون خاورمیانه بزرگ وخاورمیانه جدید که در واقع هدفی جز زدودن فرهنگ مقاومت ندارد، در نهایت محکوم به شکست بوده وبار دیگر این آیت قرآنی مصداق می یابد: إن حزب الله هم الغالبون ….

نوشته شده توسط وبلاگ زیبای       http://hezbollah.parsiblog.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

تبلیغات به هر شکل دوشنبه 86 مرداد 29  7:49 عصر







ادامه مطلب
نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

نظر شما چیه دوشنبه 86 مرداد 29  7:46 عصر

 

 

جغرافیای خانومها :
خانوم ها در سن هیجده تا بیست و یک سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی.
در سن 21 تا سی سالگی مثل آمریکا یا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسیار توسعه یافته , آماده برای معامله با پول نقد یا اتومبیل!
در سن 30 تا سی و پنج سالگی مثل هند یا اسپانیا هستند: بسیار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زیبایی های خود.
در سن 35 تا چهل سالگی مثل فرانسه یا آرژانتین هستند: بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند اما هنوز جاده های بسیاری برای تماشا دارند!
در سن 40 تا پنجاه سالگی مثل یوگسلاوی یا عراق هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند وبه بازسازی کامل نیاز دارند.
در سن 50 تا شصت سالگی مثل روسیه یا کانادا هستند: بسیار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرمای زیاد , خلایق را از آنان میرماند.
در سن 60 تا هفتاد سالگی مثل انگلستان یا مغولستان اند: با یک گذشته ی درخشان و بدون آینده!
بعد از هفتاد سالگی شبیه آلبانی یا افغانستان اند: همگان میدانند که در کجایند اما هیچکس به سراغشان نمیرود!


نظرات شما ()

<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
واگذاری وبلاگ
[عناوین آرشیوشده]

گفتگو با جون ایرانی ، حرف های خودمونی ، گوش شنوا ، پیشنهاد های شما هرروز ساعت 15 الی 17 و 21 الی 24 یــــاهـو

محبتهای امروز: 47
مهربون های دیروز: 46
مجموع دوستان: 233962
  • بفرما چایی

  • ایمیلییجوون ایرانی

  • مشخصات

  • آبدار خونه
  • درباره من
    جوون ایرانی - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    پیوندهای روزانه

    عرفات [211]
    بقیه الله [177]
    خوب [211]
    زبل [249]
    [آرشیو(4)]

    آشنایی با من

    جوون ایرانی - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    لوگوی خودم

    جوون ایرانی - امید ،اندیشه ،حرکت

    حضور و غیاب

    یــــاهـو

    لوگوی دوستان























    لینک دوستان

    آقاشیر

    آوای آشنا

    آرشیو

    smsدر جهان
    ارباب
    زیبا
    بهمن 85
    نیمه اول اسفند 85
    اسفند ماه
    حضرت رسول
    محبت
    یانگوم
    تیر
    نوکیا
    جدید
    معبر
    15 شعبان
    عکس
    مها رت های زندگی در اسلام
    گل برگ
    یاسمن
    زهرا
    رمضان

    جستجوی وبلاگ من

     :جستجو

    با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
    متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

    اشتراک

     

    تعداد   233962   بازدید