سفارش تبلیغ
صبا ویژن

یارى خدا آن اندازه رسد که به کار دارى . [نهج البلاغه]

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

نوش دارو چهارشنبه 86 اردیبهشت 12  8:9 عصر

مقرر بود که سلطان محمود غزنوی به ازای هر بیت از شاهنامه که حکیم ابوالقاسم فردوسی بسراید , او را دیناری طلا مرحمت نماید. لکن به عهد خود وفا نکرد و به جای طلا , نقره فرستاد . این امر بر فردوسی گران آمد و هدایا را نپذیرفت.
پس سلطان بفرمود تا شصت هزار دینار زر با خلعتی شاهی بدو دهند و عذر ماضی از او بخواهند. چون سلطان بدو فرستاد , فردوسی متنبه شده , از بغداد به طوس عزیمت کرده بود. روزی از بازار می گذشت که کودکی این بیت می خواند :
اگر شاه را شاه بودی پدر
به سر برنهادی مرا تاج زر
فردوسی از غایت حرمان ( غم ) که از مساعی جمیله بدو رسیده بود , آهی بکشید و غش کرد. چون او را به خانه بردند , مرغ روحش از قفس قالب طیران و پرواز کرده بود و در آن هنگام که او را به مقبره می بردند , صله ( هدیه ) سلطان رسید و به شهر طوس درآمد. فردوسی را دختری بود , آن صله را نزد او بردند , از قبول آن امتناع کرد و التفات هیچ بدان تعداد نکرد و آن وجه را به بنیان او صرف کردند. و برخی می گویند که خواهر فردوسی گفت برادرش را همیشه عزم آن بود که بند آب طوس را به سنگ و آهک ریخته کنند و آن خیر از او یادگار بماند *.
چنین گویند که چون فردوسی را وفات رسید , هم در آن باغ او را دفن کردند و شیخ بزرگوار شیخ ابوالقاسم گرگانی رحمه الله علیه که بزرگ عصر بود به نماز جنازه حاضر نگشت و گفت فردوسی مرد عالم و زاهدی بوده , ترک سیرت خود کرد و عمر در سخن کفار و آتش پرستان صرف کرد. بر چنین کسی نماز کردن واجب نیست و نباید کرد. چون شب درآمد , شیخ مذکور بهشت را در خواب دید و قصر با عظمتی در نظرش پدید آمد. آنجا تاج و سریری ( تختی ) یاقوت دید . پرسید این سریر از آن کیست ؟ پاسخ شنید : از آن فردوسی است. در آن حال فردوسی پدیدار شد , جامه سبز پوشیده , تاج زمردین بر سر داشت. پرسید که ای فردوسی , این جاه و حرمت از کجا یافتی ؟ گفت : از یک دو بیت توحید حضرت حق سبحانه و تعالی عز شانه و آن بیت توحید که گفته ام اینست :
ستایش کنم ایزد پاک را
که گویا و بینا کند خاک را
به موری دهد مالش نره شیر
کند پشه بر پیل جنگی دلیر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* در طوس بندی است که بر رودخانه طوس بسته شده و آثار آن هنوز باقیست. این بند , به بند عایشه فرخ معروف است. حکیم ناصرخسرو در سفرنامه خود در مورد این بند چنین آورده است :
« در تاریخ 438 هجری به راه طوس رسیدم . رباطی بزرگ نو ساخته بودند . پرسیدم که این رباط که ساخته است ؟ گفتند : این رباط از وجه صله فردوسی است که سلطان محمود از برای او فرستاد و چون خبر او پرسیدند , گفتند وفات یافته و وارث او قبول نکرد و عرض داشت به سلطان کردند. سلطان فرمود که همانجا عمارت کنید و این رباط خاصه از وجه اوست ».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
وقتیکه جنازه فردوسی از یک دروازه شهر خارج می شد , کاروان سلطان محمود از دروازه دیگر وارد می شد.
وقتی به دختر فردوسی خبر دادند , گفت :

زر دادن محمود بدان می ماند
نوشدارو که پس از مرگ سهراب رسید


با تشکر ویژه از گردوی عزیز که این نکته رو اضافه کرد.

نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

گل سرخ چهارشنبه 86 اردیبهشت 12  7:52 عصر

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

 

انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.

 

زندگی چون گل سرخی است

 

پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.

 

یادمان باشد اگر گل چیدیم

 

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.

 

(دکتر علی شریعتی)

  

به امید انکه در زندگی همیشه خارهای هم را تحمل کنیم و بدانیم که ممکن است خار گل سرخ هم  دست ما را بیازارد


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

خدای من پنج شنبه 86 اردیبهشت 6  5:32 عصر

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای میسازم

که در آن همواره اول صبح

به زبانی ساده

مهر تدریس کنند

و بگویند خدا

خالق زیبایی

و سراینده ی عشق

آفریننده ی ماست

مهربانیست که ما را به نکویی

دانایی

زیبایی

وبه خود میخواند

جنتی دارد نزدیک٬زیبا و بزرگ

دوزخی دارد ـ به گمانم ـ

کوچک و بعید

در پی سودا نیست

که ببخشد ما را

وبفهماندمان

ترس ما بیرون دایره ی رحمت اوست

در مجالی که برایم باقی است

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که خرد را با عشق

علم را با احساس

و ریاضی را با شعر

دین را با عرفان٬

همه را با تشویق تدریس کنند

روی انگشت کسی

قلمی نگذارند

ونخوانند کسی را حیوان

ونگویند کسی را کودن

و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند

و بجز ایمانش

هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند

مغزها پر نشود چون انبار

قلب خالی نشود از احساس

درس هایی بدهند

که بجای مغز دل ها را تسخیر کنند

از کتاب تاریخ

جنگ را بردارند

در کلاس انشا

هرکسی حرف دلش را بزند

غیر ممکن ها را از خاطره ها محو کنند

تا کسی بعد از این

باز همواره نگوید :هرگز

و به آسانی هم رنگ جماعت نشود

زنگ نقاشی تکرار شود

رنگ را در پاییز تعلیم دهند

قطره را در باران

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله ی کوه

وعبادت را در خدمت خلق

کار را در کندو

و طبیعت را در جنگل سبز

مشق شب این باشد

که شبی چندین بار همه تکرار کنیم

عدل

آزادی

قانون

شادی

امتحانی بشود که بسنجند ما را

تا بفهمند که چقدر

عاشق و آگه و آدم شده ایم

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که در آن آخر وقت به زبانی ساده

شعر تدریس کنند

و بگویند تا فردا صبح

خالق عشق نگه دار شما


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

آدم های سنگ دل پنج شنبه 86 اردیبهشت 6  5:26 عصر

اولین کسی رو که عاشقش می شی دلت رو می شکنه و میره دومین کسی که میای دوست داشته باشی و از تجربه های قبلی استفاده کنی دلت رو بدتر میشکنه و میذاره میره بعد دیگه هیچ چی برات مهم نیست و از اون به بعد می شی اون آدمی که هیچ وقت نبودی............ واگه یه آدمه خوب باهات دوست بشه تو دلش رو می شکنی که انتقام خودت رو بگیری و اون میره با یکی دیگه........ اینطوریه که دل هم رو میشکنن و کسی (خیلی ها )دیگه به عشق احترام نمیذاره.....

 من این مطلب رو در جای خوندم منو به فکر فرو برد  گفتم بد نیست در این مورد نظر دوستان رو هم بدونم .

 

همه ما اعتقاد داریم که خداوند از روح خودش تو وجود ما دمیده.......

ولی نمیدونم چرا هر چی فکر میکنم نمیتونم بفهمم با این ذات الهی چرا بعضی

آدمها اینقدر "بی معرفت" و "قدرنشناس" و بهتر بگم سنگ دل هستن"""؟؟؟؟

 

کسی هست که بدونه و بتونه به من بگه چرا؟

راستی آیا اهل بیت علیهم اسلام اونقدر ارزش ندارند که! ما دلمون پر کنیم از محبتشون و جای خالی دیگه ای واسه بقیه نذاریم ؟

راستی چرا آقا رو ما نمی تونیم ببینیم ؟

راستی چرا اون نمی آد؟

راستی؟

راستی؟

ر...


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

همه با هم سه شنبه 86 فروردین 21  4:47 عصر

 

ای نام تو بهترین سرآغاز

بی نام تو نامه کی کنم باز

با نام خدا

 

سلام دوستان!

 

با تشکر از همه شما دوستان خوبم, میخواستم یک ترجمه شعر

بسیار زیبا برایتان بنویسم اما دوستی در کامنتها گفته بود

چرا خودم نمی نویسم....

این هم یک متن کوتاه ناقابل از خودم:

"دیروز وقت نماز سحر وقتی با صدای بلند گفت: "الله اکبر!" تمام وجودش

به یکباره لرزید. طاقت ایستادن نداشت. خم شد و به روی زانوانش افتاد.

انگار چیزی مهیب درونش شکست. آه عمیقی کشید!.....

این اواخر سختی های بسیاری در زندگی داشت. مشکلات پشت

سر هم از راه میرسیدند. مشکلاتی که هر کدام به تنهایی کافی

بود انسانی را از پا درآورد. همه را روی شانه هایش تحمل کرده بود.

چند وقت پیش خوابی دیده بود که به او هشدار داده بودند که زندگیت

سخت تر خواهد شد.... و گفته بودند که صبور باشد چون هر لحظه اش

در کنار او, با او و همراه او خواهند بود...نصیحتش کرده بودند که فقط به

سختی ها ننگرد و زیباییها و درسها را فراموش نکند....

اما او فقط سختی ها نگریسته بود... و خسته و تنها, به دیگران

رو آورده بود. توقعاتش بیشتر شده بود. هر چه توقعات بیشتر شوند

رنجش و عناد آدمی بیشتر میشود. و هر چه عناد بشتر شود دل

چرکین تر و سیاه تر می گردد. و دل چرکین بجز افکار و گفتار و اعمال

سیاه چه ارمغانی میتواند داشته باشد؟!....

و دیروز با این دل چرکین,  غبار آلود و سیاه چگونه جرات کرده بود

مقابل خداوند بایستد؟!... یک قطرهء کوچک سیاه در مقابل دریای

سفیدی و پاکی!.... خجل و شرمنده روی جانمازش افتاد. سجاده اش

را با اشک شست... آهسته نالید: خدایا بار دیگر غلط رفتیم راه!!!!

بار دیگر راه کج کردیم ما!!! ... و بار دیگر با رحمت و مهربانیت راه راستم

نمودی!!... و من بار دیگر توبه میکنم و فقط به تو رو می آورم!!!... فقط

به تو دل میسپارم و از هرچه غیر توست دل به یکباره میکنم!!!

ای مهربان! ای رحیم! ای کریم!

 

ای خدا ای پاک بی انباز و یار

دست گیر و جرم ما را در گذار

یاد ده ما را سخنهای رقیق

که ترا رحم آورد آن، ای رفیق!

هم دعا از تو اجابت هم زتو

ایمنی از تو مهابت هم زتو

گر خطا گفتیم، اصلاحش تو کن

مصلحی تو، ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی

گرچه جوی خون بود نیلش کنی

این چنین میناگریها کار توست

این چنین اکسیرها زسرار توست


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

بودن یا مردن سه شنبه 86 فروردین 21  4:36 عصر

 

گریه هایم تمامی ندارد!

به وسعت تمام  دلهره هایم تنهام!

تنهایی هایم تمامی ندارد!

به گستره ی تمام  زندگی بیهوده ام تنهام!

و تنهایی این رفیق با وفا هرگز ترکم نمیکند!

***

تا حالا با مرگ دست و پنجه نرم کردی؟

به این فکر کردی که به زودی میمیری؟

روزها که تو نیستی ! تصور میکنم  در آغوش خاک خوابیده ام!

و تو؟

و تو در آغوش معشوقه ای آرام گرفته ای!!

سخت نیست!

چشمانت را ببند!

سردی خاک را حس کن!

حشراتی که بدنت را بند بند جدا میکنند!

و تو حس نمیکنی!

چشمان من دیگر ترا نخواهند دید!

دیگر هیچ کس !

هیچ چیز!

بدنم رخوتش را از دست داده!

درد بدنم تمام شده!

ترسناک است!

گاهی به این فکر میکنم که بد زیبا نبوده ام!

گاه به این می اندیشم که چقدر مرگ را دوست دارم!

و گاه میترسم !

میترسم از حشراتی که بدنم را تکه تکه میکنند!

اما من تسلیم شدم!

تسلیم شدم تا بمیرم


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

مهر دوشنبه 86 فروردین 6  4:1 عصر
در گفتگوی مهر با مسئولان و کارشناسان مطرح شد:
پیامبر اکرم (ص) نماد اخلاق است / حضرت محمد فضایل اخلاقی را تحقق بخشید
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود، حضرت محمد (ص) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی و خلقیات نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یادآور شود، شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود .

به گزارش خبرنگار مهر، رسول اکرم(ص) کاملترین انسان و بزرگ و سالار تمام پیامبران است. در عظمت پیامبر اسلام همین بس که خداوند متعال در قرآن آن حضرت را با "یا ایها الرسول" و "یا ایها النبى" مورد خطاب قرار داده و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرفى می کند، حضرت محمد(ص) به حق داراى اخلاقى کامل و جامع تمام فضایل و کمالات انسانى است .

شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود. در طول زندگى او هرگز دیده نشد وقتش را به بطالت بگذراند . در مقام نیایش همیشه می گفت: «خدایا از بیکارگى و تنبلى و زبونى به تو پناه می برم» و مسلمانان را به کار کردن تشویق می کرد.

او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت می کرد و در تجارت به دروغ و تدلیس متوسل نمی شد، هیچگاه در معامله سختگیرى نمی کرد، با کسى مجادله و لجاجت نداشت و کار خود را به دیگری واگذار نمی کرد .

پیامبر اسلام(ص) صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى می دانست و می فرمود: این دو در همه تعالیم پیغمبران تأکید و تأیید شده است. در نظر پیامبر اسلام(ص) همه افراد جامعه، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند.

محمد(ص) که خاتم الانبیا است در برابر کسانى که با وى مشاجره می کردند تنها به خواندن آیاتى از قرآن اکتفا می کرد و یا عقیده خویش را با سبکى ساده و طبیعى می فرمود و به جدل نمی پرداخت .

پیامبر اکرم(ص) چنان متواضع بود که تمام خودخواهان، مغروران  متکبران را به اعجاب وا می داشت. زندگی آن حضرت، رفتار و خصوصیات اخلاقی وی، محبت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى اندیشه و زیبایى روح را الهام می بخشید.

سادگى رفتار، نرمخویى و فروتنی حضرت محمد(ص) از صلابت شخصیت و جذبه معنویت وی نمی کاست. هر دلى در برابرش به خضوع می نشست و هر غرورى از شکستن در پاى عظمت زیبای  او سیراب می شد.

پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزش‏هاى اخلاقى را بسیار ارج ‏مى ‏نهاد، خود در سیره عملى‏ برجسته فضایل اخلاقى و ارزش ‏هاى والاى ‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره ‏اى شاد و کلامى ‏دلاویز با حوادث برخورد مى ‏کرد.

تلاش برای تحقق انسانیت

وجود رسول خدا(ص) براى همه مردم مایه رحمت بود و هیچ کس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثنى نمی کرد. همه مردم نزد او روزى خور خداوند بودند.

آن حضرت عموم مردم را به رشد و اعتلای انسانیت، صلح، گذشت و بخشش دعوت می کرد . از این رو، مشاهده می کنیم که جنگهاى او همگى براى اهداف والاى انسانى بوده و به منظور تحقق انسانیت انجام می شده است.

بخشایش و گذشت

بد رفتارى و بى حرمتى به شخص خود را با نظر اغماض می نگریست، کینه کسى را در دل نگاه نمی داشت و در صدد انتقام برنمی آمد. روح بلند آن حضرت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می داد.

در جنگ احد با آن همه قصاوت و اهانتی که به پیکرعمویش حمزه روا داشته بودند و از مشاهده آن به شدت متألم بود، دست به عمل متقابل با کشتگان قریش نزد و بعدها که به مرتکبین آن و از آن جمله هند زن ابوسفیان دست یافت، در مقام انتقام برنیامد .

حریم قانون

آن حضرت از بد رفتارى و آزارى که به شخص خود می شد عفو و اغماض می نمود ولى در مورد اشخاصى که به حریم قانون تجاوز می کردند گذشت نمی کرد و در اجراى عدالت و مجازات متخلف، هر که بود، مسامحه روا نمی داشت.
زیرا قانون عدل، سایه امنیت اجتماعى و حافظ کیان جامعه است و نمی شود آن را بازیچه دست افراد بی کفایت قرار داد و جامعه را فداى فرد نمود.
 
احترام به افکار عمومى

رسول خدا(ص) در موضوعاتى که به وسیله وحى و نص قرآن، حکم آن معین شده بود، اعم از عبادت و معاملات، چه براى خود و دیگران، حق مداخله قائل نبود و این دسته از احکام را بدون چون و چرا به اجرا در می آورد، زیرا تخلف از آن احکام، کفر به خداست اما در موضوعات مربوط به کار و زندگى، اگر جنبه فردى داشت و در عین حال یک امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأى و آزادى عمل داشتند.

از نظر حضرت محمد(ص) کسى حق مداخله در کارهاى خصوصى دیگرى را نداشت و هر گاه مسئله ای مربوط به جامعه بود حق اظهار رأى را براى همه محفوظ مى دانست و با اینکه به واسطه فکر سیال و هوش سرشار خود در تشخیص مصالح امور بر همگان برترى داشت، هرگز به تحکم و استبداد رأى رفتار نمى کرد و به افکار مردم بى اعتنایى نمی نمود بلکه نظر مشورتی دیگران را مورد مطالعه قرار می داد .

پیامبر اکرم (ص) نماد اخلاق است 

حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب قم با اشاره به لزوم بعثت نبی اکرم (ص) اظهار داشت: در عصر جاهلیت مبعوث شدن حضرت محمد (ص) بسیار لازم و ضروری بود، چرا که در این دوران اعراب می بایست صفات زشت و ناپسند را در خود کشته و صفات مثبت و پسندیده را طراحی کنند و آن را به کار گیرند.

رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب قم یاد آور شد: پیامبر اکرم (ص) زمانی که تفاخر، غرور، تکبر، حیله، نیرنگ و انواع فسادهای اخلاقی و تکثر طلبی فزونی گرفته بود، زمانی که دختران را زنده به گور می کردند، به بعثت رسید و تحولاتی اساسی و بسیار چشمگیر ایجاد کرد.

حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب با بیان اینکه پیامبر مبارزات خود را با صفات منفی شروع کرد، افزود: پیامبر چنان در این زمینه از اخلاق بهره گرفت که وقتی عرب از در می آمد، نمی دانست کدامیک از حاضران پیامبر است و کدامیک یار او . پیامبر با رفتار خود به گونه ای فوق العاده با تفاخر و غرور مبارزه و همه را به تعجب وا می داشت .

وی گفت: با مطالعه اخلاق جاهلیت می توان دریافت که پیامبر(ص) صفات بد را رفع و در مقابل صفات خوب را جایگزین و بنیانگذاری کرد، حضرت محمد(ص) مکارم اخلاقی را به گونه ای اعجاب انگیز گسترش داد.

حضرت محمد (ص) فضایل اخلاقی را تحقق بخشید

حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به شیوه آموزش فضایل اخلاقی از سوی حضرت محمد (ص) اظهار داشت: پیامبر اکرم(ص) هنگامی که قصد داشت خلقیات نیکو را در جامعه پیاده کند، جامعه آن زمان را با هیچ چیز قیاس نمی کرد بلکه از شیوه ها و روشهای خاص آن دوران استفاده و از روشی  بهره می برد که از خداوند بلند مرتبه فراگرفته بود تا در سایه آن رذایل اخلاقی اعراب دوران جاهلیت را به فضایل اخلاقی نزدیک کند.

حجت الاسلام خسروپناه با اشاره به اینکه یکی از اهداف بعثت انبیاء الهی ایجاد اخلاق حسنه و نیکوست، گفت: پیامبر اکرم (ص) مبعوث شد تا فضایل و مباحث اخلاقی را تحقق بخشد و از رذایل اخلاقی برحذر دارد.

وی با بیان اینکه حضرت محمد (ص) با دارا بودن ویژگیهای برجسته و توانمندیهای خاص مردم را به سوی دین جذب می کرد و با یک عمل روانشناسانه فعالیتهای خود را ادامه می داد، تصریح کرد: در سوره توبه آیه 128 آمده است که بدانید که خداوند از جنس خودتان برای شما پیامبری می فرستد که رنج افتادن شما برای او سخت و نسبت به هدایت شما بسیار حریص است.  در آیه ای دیگر می فرماید که پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر و نزدیکتر است، یعنی بیشتر از مؤمنان به آنها دلسوز است و می خواهد که آنها هدایت شوند.

"سعه صدر" از ویژگیهای بارز پیامبر اکرم (ص) است

حجت الاسلام دکتر سید حسن اسلامی عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و ادیان مذاهب قم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: اخلاق حضرت محمد (ص) همان اخلاقیاتی بوده است که پیامبران و انبیاء الهی دیگر نیز داشته اند، اما آنچه که در حضرت محمد (ص) به عنوان خاتم الانبیاء وجود داشت، کاملتر و جامعتر از دیگر انبیاء بوده است.

وی گفت: بزرگترین ویژگی حضرت محمد(ص) سعه صدر است که در آیات قرآن به این خصیصه اشاره شده است. این در حالی است که وقتی پیامبر (ص) بر انگیخته شد از خداوند متعال خواست تا به او سعه صدر دهد که این ویژگی به عنوان ویژگی مثبت و بارز و برجسته در آن حضرت نمایان شده است.

وی با تأکید بر اینکه پیامبر اکرم(ص) بسیار ساده و به دور از تکبر، غرور و فخر می زیست، یاد آور شد: او به گونه ای رفتار می کرد که خود را با کمترین افراد یکسان می دانست و به خاطر پیامبر بودن خود را برتر از دیگران نمی شمارد تا جائیکه می گفت در راه رفتن، ایستادن، زندگی کردن، خوابیدن و خوردن مانند دیگر بندگان خدا هستم.

سید حسن اسلامی افزود: آنچه همیشه در پیامبر زبانزد بوده، لطافت و نرمی طبع او است که زمینه ساز جذب پیروان خاص خود را فراهم آورد، زیرا اگر لطافت و نرم خویی در پیامبر اکرم(ص) نبود یاران از اطراف او پراکنده می شدند، به دلیل القاب و صفات خاص ایشان بود که مسلمانان گروه گروه به وی ملحق شده و به آن حضرت تمسک می جستند .

http://www.mehrnews.com


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

دو کوهه‏ی آوینی شنبه 85 اسفند 26  9:5 عصر
شاید تاکنون در رسانه ها و مجامع عمومی ، اصطلاح راهیان نور به گوشتان خورده باشد. این تعبیر چند سالی است رواج یافته و کاروان هایی را که قصد بازدید از مناطق جنگی را دارند ، به این نام می خوانند. سابقه راهیان نور به همان سالهای ابتدایی جنگ بازمی گردد. پس از آزادسازی اولین سرزمین های اشغالی در شمال خوزستان ، از سال 1361 ، عده ای به بازدید از جبهه های جنگ شتافتند. بیشتر این مسافران ، خانواده های شهدا به شمار می رفتند. آنها دوست داشتند با حضور در این مناطق ، یاد و خاطره شهیدشان را گرامی دارند. سیاستمردان و مدیران ارشد نظام و نمایندگان مجلس نیز از دیگر مسافران راهیان نور در سالهای دفاع مقدس بودند. آنها در قالب کاروان های کوچک ، از جبهه ها بازدید کرده و از نزدیک با رزمندگان دیدار می کردند. نویسندگان ، هنرمندان و بازاریانی که در پشت جبهه همواره یار و یاور رزمندگان بودند نیز در سالهای دفاع مقدس به جبهه ها سفر می کردند و مدت کوتاهی را در سنگرها و سوله ها ، در کنار رزمندگان می گذراندند. این سفرها هیچ گاه در زمان جنگ دامنه گسترده ای نیافت. چرا که مراقبت از جان بازدیدکنندگان در بیشتر جبهه های جنگ ، کاری دشوار و شاید محال بود. تنها رزمندگان و فرماندهان دوران جنگ بودند که هرازگاهی با سماجت ، محدودیت های تردد در این مناطق را نادیده گرفته و به بازدید جبهه های جنگ می رفتند. پس از مدت اندکی ، سازمان های فرهنگی سپاه پاسداران ، ارتش و نیروهای مسلح نیز وارد میدان شدند و با روی باز به رونق یافتن سفرهای راهیان نور کمک بسیار کردند. اینک هر ساله بیش از یک میلیون مسافر در قالب کاروان های راهیان نور به استان خوزستان سفر می کنند. طراحان و مسوولان این کاروان ها طوری برنامه ریزی می کنند تا بازدیدکنندگان بتوانند از سفر 4 - 5 روزه شان نهایت بهره را ببرند. جبهه های جنگ در استان خوزستان از 3 بخش عمده تشکیل شده است که در زمان جنگ به نام محورهای دزفول شوش (در شمال خوزستان) ، اهواز سوسنگرد (در میانه های خوزستان ) و خرمشهر آبادان (در جنوب خوزستان) معروف بودند. در فرهنگ ایرانی اسلامی ما ، همواره نسلهای گذشته نشانه هایی را که برایشان ارزش معنوی داشته است ، حفظ کرده اند. در عالم رمز و رازی هست که ماندگاری این اماکن را تضمین می کند. حرم سیدالشهدا (ع) بارها تخریب شد ؛ اما اکنون در قرن بیست و یکم بزرگترین تجمع انسانی پس از حج ، روز عاشورا در کربلاست. سرزمین های دفاع مظلومانه ما در مقابل ارتش بعثی عراق نیز از این قاعده مستثنا نیستند. سرزمین هایی چون شلمچه ، فکه ، طلاییه و دهلاویه که جای پای بندگان خوب خداست و قدمگاه انسان های از جان گذشته و فداکار ، همچون نشانه هایی آشکار برجا خواهد ماند تا نسلها بیایند و از رهگذر سفر به این سرزمین ها ، توشه ای برچینند برای حیات خود. پس عجیب نیست وقتی که می بینی هر سال صدها هزار جوان نسل امروز ، آنها که چه بسا پس از پایان جنگ متولد شده اند ، کوله بار سفر برمی بندند و در بهترین ایام سال تعطیلات نوروز قدم در این اماکن ماندگار می گذارند و چند روزی در حال و هوای روزهای جنگ ، دل به سرگذشت مردان و زنانی می سپارند که با جان خود در مقابل دشمن ایستادند. نسل امروز برخلاف آن چه عده ای می پندارند، از گذشته خود بیگانه نیست. این نسل تداوم نسل گذشته است و همچون همه نسلهای تاریخ ایران زمین ، به گذشته پرافتخار خود می بالد. محمود جوانبخت
نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

سر زمین نور شنبه 85 اسفند 26  9:5 عصر

شاید تاکنون در رسانه ها و مجامع عمومی ، اصطلاح راهیان نور به گوشتان خورده باشد. این تعبیر چند سالی است رواج یافته و کاروان هایی را که قصد بازدید از مناطق جنگی را دارند ، به این نام می خوانند. سابقه راهیان نور به همان سالهای ابتدایی جنگ بازمی گردد. پس از آزادسازی اولین سرزمین های اشغالی در شمال خوزستان ، از سال 1361 ، عده ای به بازدید از جبهه های جنگ شتافتند. بیشتر این مسافران ، خانواده های شهدا به شمار می رفتند. آنها دوست داشتند با حضور در این مناطق ، یاد و خاطره شهیدشان را گرامی دارند. سیاستمردان و مدیران ارشد نظام و نمایندگان مجلس نیز از دیگر مسافران راهیان نور در سالهای دفاع مقدس بودند. آنها در قالب کاروان های کوچک ، از جبهه ها بازدید کرده و از نزدیک با رزمندگان دیدار می کردند. نویسندگان ، هنرمندان و بازاریانی که در پشت جبهه همواره یار و یاور رزمندگان بودند نیز در سالهای دفاع مقدس به جبهه ها سفر می کردند و مدت کوتاهی را در سنگرها و سوله ها ، در کنار رزمندگان می گذراندند. این سفرها هیچ گاه در زمان جنگ دامنه گسترده ای نیافت. چرا که مراقبت از جان بازدیدکنندگان در بیشتر جبهه های جنگ ، کاری دشوار و شاید محال بود. تنها رزمندگان و فرماندهان دوران جنگ بودند که هرازگاهی با سماجت ، محدودیت های تردد در این مناطق را نادیده گرفته و به بازدید جبهه های جنگ می رفتند. پس از مدت اندکی ، سازمان های فرهنگی سپاه پاسداران ، ارتش و نیروهای مسلح نیز وارد میدان شدند و با روی باز به رونق یافتن سفرهای راهیان نور کمک بسیار کردند. اینک هر ساله بیش از یک میلیون مسافر در قالب کاروان های راهیان نور به استان خوزستان سفر می کنند. طراحان و مسوولان این کاروان ها طوری برنامه ریزی می کنند تا بازدیدکنندگان بتوانند از سفر 4 - 5 روزه شان نهایت بهره را ببرند. جبهه های جنگ در استان خوزستان از 3 بخش عمده تشکیل شده است که در زمان جنگ به نام محورهای دزفول شوش (در شمال خوزستان) ، اهواز سوسنگرد (در میانه های خوزستان ) و خرمشهر آبادان (در جنوب خوزستان) معروف بودند. در فرهنگ ایرانی اسلامی ما ، همواره نسلهای گذشته نشانه هایی را که برایشان ارزش معنوی داشته است ، حفظ کرده اند. در عالم رمز و رازی هست که ماندگاری این اماکن را تضمین می کند. حرم سیدالشهدا (ع) بارها تخریب شد ؛ اما اکنون در قرن بیست و یکم بزرگترین تجمع انسانی پس از حج ، روز عاشورا در کربلاست. سرزمین های دفاع مظلومانه ما در مقابل ارتش بعثی عراق نیز از این قاعده مستثنا نیستند. سرزمین هایی چون شلمچه ، فکه ، طلاییه و دهلاویه که جای پای بندگان خوب خداست و قدمگاه انسان های از جان گذشته و فداکار ، همچون نشانه هایی آشکار برجا خواهد ماند تا نسلها بیایند و از رهگذر سفر به این سرزمین ها ، توشه ای برچینند برای حیات خود. پس عجیب نیست وقتی که می بینی هر سال صدها هزار جوان نسل امروز ، آنها که چه بسا پس از پایان جنگ متولد شده اند ، کوله بار سفر برمی بندند و در بهترین ایام سال تعطیلات نوروز قدم در این اماکن ماندگار می گذارند و چند روزی در حال و هوای روزهای جنگ ، دل به سرگذشت مردان و زنانی می سپارند که با جان خود در مقابل دشمن ایستادند. نسل امروز برخلاف آن چه عده ای می پندارند، از گذشته خود بیگانه نیست. این نسل تداوم نسل گذشته است و همچون همه نسلهای تاریخ ایران زمین ، به گذشته پرافتخار خود می بالد. محمود جوانبخت


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

آرامش پنج شنبه 85 اسفند 17  6:6 عصر

 

آرامش می دهد

آدم هایی با لباس های رنگ وارنگ که نشان ازقومیت های مختلف دارد، آدم هایی از راه های دور، آدم هایی با نگاه های پر امید، با خواستهای خیلی شخصی و قلبی پا به این شهر می گذارند. اینجا مشهد است شهری در شرق ایران با جمعیتی دومیلیون نفری که هر ساله با بیست میلیون زائر، پر و خالی می شود .

  

اگرچه آمدن به مشهد هم فال و هم تماشا به حساب می آید، اما بسیارند آدم هایی که با نیت به اینجا می آیند، با این نیت که چیزی را که می خواهند از امام رضا طلب کنند و یا او را به عنوان واسطه نزد خدا بگیرند تا خداوند حاجتشان را بر آورده کند.

 عظمت و بزرگی بنایی که هر روز در حال باز سازی است و خیابان های پر رفت و آمد اطراف آن گواه همین آمدن ها است.

  

پای صحبت هر کسی که بنشینید می تواند برایتان بگوید چه چیزی از امام رضا می خواهد. کوچک و بزرگ ، زن و مرد ، آدم هایی با چهرۀ غم زده، مردان بدهکاری که رو به روی حرم امام رضا می ایستند و از او طلب حاجت می کنند، زنانی که مریض دارند، پدرانی که فرزند راه دور دارند و بچه هایی که آرزوی داشتن یک اسباب بازی دارند و آدم هایی که از هزاران کلیومتر دور تر، از کشور هایی دور می آیند تا چیزی بگیرند.

  

... ای امام رضا تو می دانی من کسی را ندارم، تو می دانی که دیگر همۀ دکتر ها به خاطر سرطانم جوابم کرده اند، من از تو شفایم را می خواهم ...

  

این گونه تقاضا کردن را شما می توانید پشت مکانی موسوم به " پنجرۀ فولاد " نزدیک قبر امام رضا از کسانی بشنوید که چهره شان نشان می دهد سخت بیمارند در حالی که بندی سبز رنگ را به خود بسته اند و آن را لای این پنجره گره زده اند، خوب است بدانید همه ساله دهها نفر از همین راه واقعا به خواسته شان می رسند، بسیار هستند که می گویند چشم های نابینایشان در یکی از همین تمنا کردن ها شفا پیدا کرده است و یا افرادی که فلج کامل بوده اند و به یکباره در پشت همین پنجرۀ فولاد از جای برخاسته اند.

  

باید یک بار این صحنه را ببینید ،‌غلغله می شود ، نوعی مراسم به نام " نقاره زنی " اجرا می شود، شیپورهای بلندی که بر بالای گلدسته ها دمیده می شود و پیام دارد که در حرم حادثه ای مهم رخ داده است. در این گونه مواقع است که " خدام " حرم برای آنکه مردم به سمت فرد شفا یافته حمله نکنند به دور او حلقه ای درست می کنند چرا که  مردم معتقدند کسی که این گونه شفا یافته است حتی تکه ای از لباسش هم متبرک است.

  

بسیاری حتی از دیدن قبر امام رضا به آرامش می رسند. برای همین است که شما ‌همیشه در حرم کرد، ترک، لر، بلوچ، لبنانی و عرب و یا گاهی از مردم آسیای میانه و حتی اروپایی و آمریکایی، حتا جالب تر، پیروان مذاهب و ادیان دیگر را می بینید که به نیت گرفتن " حاجت " به اینجا آمده اند. یک دوست ارمنی را می شناسم که می گفت شفای بچه اش را از امام رضا گرفته و یا مرحوم ساموئل خاچیکیان کارگردان بنام سینمای ایران اشاره می کرد هر بار که مشهد می آید برای آرامش به زیارت حرم اما رضا می رود.

  

برای تهیۀ همین گزارش بود که با دو پسر ایرانی متولد هلند آشنا شدم ، آرشا  و ارشک.  آنها برای اولین بار بود که به زیارت می آمدند. آرشا بیست ساله این زیارت را فوق العاده می دانست. او می گفت مثل این است که وارد یک حجم بزرگ نور شده و ارشک می گفت دلم از همۀ غم ها خالی شد و آرام شدم. سیما مادر ارشک هم می گوید پسرش پرخاش جویی می کرد اما واقعا بعد از زیارت آرام شده است.

 

با توریستی به نام " رونالد " که صحبت می کردم، می گفت اگر چه روز اول به این بنای بزرگ و فاخر به چشم یک اثر تاریخی نگاه می کرده، اما دفعات بعد حس زیارت داشته  درست مثل کلیسایی که در نزدیکی خانه شان در " روتردام " است.

  

اما بچه ها هم حرف های زیادی دارند. بزرگتر ها وقتی بچه هایشان را برای بار اول به این زیارت می آورند، به آنها می گویند که دعای اول خیلی زود مستجاب می شود. اعتقادی در بین زوار هست که بنا بر آن دعاهای اول زود حاجت می گیرند.

  

افراد زیادی هستند که شاید مریض ندارند، ‌بدهکار نیستند، نمی خواهند درکنکور قبول شوند و یا همسر خوبی پیدا کنند، اما به خاطر " آرامش " مقیم و مجاور حرم امام شده اند. شما در اطراف حرم مصری هایی را می بینید که چند نسل است به خاطر همجواری مهاجرت کرده اند و یا عراقی ها و پاکستانی ها و هندی هایی را که سال ها است اینجا زندگی می کنند.

  

فصل مشترک تمامی اینها " آرامش " و " تمنا " است، نوعی قداست همه گیر که نشانه های آن را حتی در خیابان های منتهی به حرم می بینی که افراد رو به روی حرم می ایستند و زیر لب سلام می دهند:

.....السلام علیک یا امام رضا ......السلام علیک یا غریب الغربا .... السلام علیک یا امام الرئوف ....

  

آنها از همان دور اظهار علاقه و ارادت می کنند. بسیاری از آدم هایی که اینجا هستند باور دارند که جواب می گیرند و بسیاری نیمه شب های زمستانی را در همین حرم  و در برابر قبر امام به نجوا  سر می کنند. همۀ آنهایی که او را می شناسند با او حرفی برای گفتن دارند ، حتی بچه های عقب ماندۀ ذهنی و یا نابینایان مادر زاد ... امام رضا جایی در خواستۀ درون آنها نهفته است، چیزی که می تواند درون آنها را عوض کند


نظرات شما ()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
واگذاری وبلاگ
[عناوین آرشیوشده]

گفتگو با جون ایرانی ، حرف های خودمونی ، گوش شنوا ، پیشنهاد های شما هرروز ساعت 15 الی 17 و 21 الی 24 یــــاهـو

محبتهای امروز: 43
مهربون های دیروز: 32
مجموع دوستان: 236563
  • بفرما چایی

  • ایمیلییجوون ایرانی

  • مشخصات

  • آبدار خونه
  • درباره من
    محبت - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    پیوندهای روزانه

    عرفات [211]
    بقیه الله [177]
    خوب [211]
    زبل [249]
    [آرشیو(4)]

    آشنایی با من

    محبت - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    لوگوی خودم

    محبت - امید ،اندیشه ،حرکت

    حضور و غیاب

    یــــاهـو

    لوگوی دوستان























    لینک دوستان

    آقاشیر

    آوای آشنا

    آرشیو

    smsدر جهان
    ارباب
    زیبا
    بهمن 85
    نیمه اول اسفند 85
    اسفند ماه
    حضرت رسول
    محبت
    یانگوم
    تیر
    نوکیا
    جدید
    معبر
    15 شعبان
    عکس
    مها رت های زندگی در اسلام
    گل برگ
    یاسمن
    زهرا
    رمضان

    جستجوی وبلاگ من

     :جستجو

    با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
    متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

    اشتراک

     

    تعداد   236563   بازدید