سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بارالها ! ... مرا به کسالت درعبادتت، کوری از راهت و بیرون شدن از طریق محبّتت، مبتلا مکن . [امام سجّاد علیه السلام ـ در دعایش ـ]

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

مادرم زهراست جمعه 86 شهریور 2  2:48 عصر

این عکسی که مشاهده میکنید در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها ست.


 


 

که در کنار مرقد پیامبر است.خانه ای که در آن به مسجد باز میشد و به دستور خدا در همه خانه هایی که به مسجد باز میشد غیر ازین خانه بسته شد.


 

اطراف این خانه و همچنین مرقد موانعی قرار داده اند که مبادا کسی دست بزند چون بنظر آنها شرک است.


 

گریه،دعا و...ممنوع است.


 


 

روز دوشنبه 19 تیر رفته بودم این قسمت از مسجد.خواستم با مامور امر بمعروفی که در اونجا بود صحبت کنم اما بخاطر اینکه خیلی ناراحت بودم منصرف شدم ...


 

فرداش رفتم همانجا. رفتم پیش یکی از ماموران سلام و علیک کردم(عربی)


 

ازش پرسیدم:این در و این نرده ها چیه؟


 

گفت :باب فاطمه(در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها) بعد ادامه داد اینها جدید هستند از آنزمان نیستند بلکه حدود 300 سال است که ساخته شده اند.


 

داشتم ازش سوالات دیگری میپرسیدم که گفت:اهل کجا هستی؟


 

گفتم :ایرانی


 

گفت:رافضی هستی ؟(رافضی تعبیر اهانت آمیزی است که به شیعه میگویند) 


 

گفتم :من هم شیعه هستم هم سنی(اهل سنت واقعی ما شیعیان هستیم که به سنت پیامبر عمل میکنیم اونا اسم خودشان را گذاشتند سنی...)


 

با تعجب گفت:چطوری؟


 

گفتم :من فکر میکنم سنی ها و شیعه ها هرکدام یک کارهای جالبی دارند من به آنها عمل میکنم...


 

حالا من آمدم ببینم حق با کدامیک است و هرکدام را که حق بدانم از آنها تبعیت میکنم.


 

همه این حرفها در محیطی دوستانه بود و من مثلا یک انسانی بودم که میخواستم انتخاب کنم بین تشیع و تسنن.


 

چند تا بحث پیش پ افتاده مطرح کرد که مثلا  شیعیان چرا مهر میگذارند؟و...


 

من هم با خونسردی جواب میدادم که خوب شیعه ها دلیلشون اینه...


 

گفت:نکاح متعه حرام است چرا شیعه ها حلال میدانند؟


 

گفتم :شیعیان میگن روایت هست که پیامبر این عمل را حلال میدانسته و عمر اون را حرام کرده. من خودم روایاتش را دیدم.


 

گفت:نه اینطور نیست.


 

گفتم :باشه هرچی تو بگی...(نمیخواستم سر به سرش بگذارم)


 

بعد گفتم :خوب من میخواهم در مورد شیعه و سنی تحقیق کنم شما در این زمینه کمک کنید


 

گفت:من چند تا کتاب برات میارم بخوان


 

قبول کردم


 

گفت:کتابها تو ماشینه برم بیارم؟


 

گفتم :باشه من اینجا هستم تا شما بیاری


 

خیلی اصرار داشت که میترسم من برم بیارم تو نباشی و بروی


 

تاکید کردم که من همینجا هستم تا شما برگردی


 

رفت و از تو ماشینش 4-5 تا کتابچه بیخود آورد.کتابهایی که نه محتوایی داشت نه قلم مناسبی و ترجمه بسیار ناقص و مغلقی داشت.


 

گفتم :غیر از اینها کتاب دیگری اری؟


 

گفت :سی دی دارم فردا برات میارم .


 

تا فردا که بازهم قرار داشتیم از دوستم آقای ابوالقاسمی که ایران بود 3تا آدرس از منابع اهل سنت گرفتم که در آنها گفته شده بود که عمر متعه را تحریم کرده.


 

روز 4شنبه دیدمش گفت:سی دی را نیاوردم چون فکر نمیکردم بیای


 

خلاصه عرض کنم:


 

هر روز یک بهانه می آور.


 

روز پنج شنبه صبح و بعد از ظهر بازم بهانه آورد.


 

وقتی دید حرفی برای گفتن نداره من را به یکی از دوستاش ارجاع داد.


 

اون هم چون بلد نبود فقط  از من تعریف و تمجید کرد که بله از قیافت معلومه از صالحان و ابرار هستی،خیلی نورانی هستی و...


 

او هم چون حرفی نداشت من را برد پیش یکی دیگر از مامورین امر بمعروفشان به نام ((قاسم))


 

قاسم گفت :بعد از نماز عصر بیا


 

رفتم دیدم همان حرفای تکراری که این کارها شرک است خدا گفته:شرک نورزید و ازین حرفا


 

گفتم:من اینا را شنیدم دنبال حرفای جدیدی هستم.


 

او هم که چیزی در چنته نداشت قول یک سی دی داد.


 

بالاخره طارق و قاسم هیچ کدام سی دی نیاوردن.


 

گفتم:ایمیل دارید؟


 

گفتن: نه و اصلا حروف انگلیسی را هم قاطی میکردند اما یک رفیقشان که کمی با کلاستر بود ایمیل من راگرفت که بعدا به من ایمیل بزند.


 

آدرس منابع اهل سنت را هم به هرکدام میدادم میگفت: من نمیدانم .قرار شد که جواب اینها را هم به ایمیل بفرستند.


 

تا حالا هم که یک ماه میگذرد خبری نشده


 

جالب بود که اینها که اینقدر ادعاشون میشد و هارت و پورت میکردن هیچ کدام به اندازه یک فرد معمولی هم اطلاعات نداشتن و مردمشان را با زور و تبلیغات ساکت کردن...


 

(این مناظره را خیلی خلاصه نوشتم.وگرنه در این چند روز خیلی حرفا زدم که جز سر تکان دادن کاری نمیکردن)

http://hamsokhan.parsiblog.com


نظرات شما ()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
واگذاری وبلاگ
[عناوین آرشیوشده]

گفتگو با جون ایرانی ، حرف های خودمونی ، گوش شنوا ، پیشنهاد های شما هرروز ساعت 15 الی 17 و 21 الی 24 یــــاهـو

محبتهای امروز: 32
مهربون های دیروز: 46
مجموع دوستان: 233947
  • بفرما چایی

  • ایمیلییجوون ایرانی

  • مشخصات

  • آبدار خونه
  • درباره من
    مادرم زهراست - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    پیوندهای روزانه

    عرفات [211]
    بقیه الله [177]
    خوب [211]
    زبل [249]
    [آرشیو(4)]

    آشنایی با من

    مادرم زهراست - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    لوگوی خودم

    مادرم زهراست - امید ،اندیشه ،حرکت

    حضور و غیاب

    یــــاهـو

    لوگوی دوستان























    لینک دوستان

    آقاشیر

    آوای آشنا

    آرشیو

    smsدر جهان
    ارباب
    زیبا
    بهمن 85
    نیمه اول اسفند 85
    اسفند ماه
    حضرت رسول
    محبت
    یانگوم
    تیر
    نوکیا
    جدید
    معبر
    15 شعبان
    عکس
    مها رت های زندگی در اسلام
    گل برگ
    یاسمن
    زهرا
    رمضان

    جستجوی وبلاگ من

     :جستجو

    با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
    متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

    اشتراک

     

    تعداد   233947   بازدید