سفارش تبلیغ
صبا ویژن

چشم ، نشستنگاه را چون رشته سر بند است چون خواب در چشم آید بند بسته بگشاید . [ و این از استعاره‏هاى شگفت است . گویى نشستنگاه را به آوند و چشم را به سر بند همانند فرموده و چون سربند بگشاید آنچه در آوند است برون آید ، و این سخن در گفته مشهورتر و ظاهرتر از سخنان پیامبر ( ص ) است و گروهى آن را از امیر مؤمنان علیه السّلام دانسته‏اند و از جمله گفته مبرد است در کتاب مقتضب در باب لفظ به حروف و ما در کتاب خود که مجازات آثار نبوى نام دارد از این استعاره سخن گفته‏ایم . ] [نهج البلاغه]

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

پیاده یکشنبه 86 مرداد 28  5:48 عصر

با پای پیاده از دریا می امدم

تا انتهای غروب

وقتی که کفشهایم پر از دانه های شن بود

وقتی که صدف ها را به ارمغان تو عاشقانه می چیدم

دریا پر از مهتاب بود

وقتی که چشم منتظرم ستاره ها رو بدرقه میکرد

سپیده ی اندوه سر زد

و تنها مرغان سپید عاشق مرا میخواندند

وقتی که تورا میان خلوت ساحل

و دریای مسافر گم کردم

 

دلم گرفته است

به ایوان میروم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب میکشم

چراغ های رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست

 

 


نظرات شما ()

نوشته شده توسط:   جوون ایرانی  

الهام یکشنبه 86 مرداد 28  2:35 عصر

                                                                                                      

                                           

خدایا امروز فهمیدم خیلی دوستم داری ...

بیشتر از اونی که فکرش رو میکردم .

خدایا خیلی دوستت دارم ...

خیلی دوستت دارم

خیلی دوستت دارم ...

نمی دونم با چه زبونی ازت تشکر کنم ...

نمی دونم با چه رویی بگم ...

این چند وقت خیلی اوضاع بهم ریخته بود...

می دونم خیلی حساس شدم ...

می دونم اشکال از منه ...

همین که بهم یاد دادی که باید بهتر ببینم خودش خیلیه ....

مشکل بی خوابی را بارها داشتم ...اما این شب ها هر چه خواستم به چیزی فکر نکنم و یا متمرکز به چیزی شوم تا بتوانم بخوابم نمی توانستم....

نمی دانم این روزها چه چیزی را از دست دادم ...هر چه جستجو کردم نیافتم ....شاید انگیزه شاید امید...

میدانی دریای مهربان من !!!

سال هاست که از کودکی امید روزهای نا امیدی ام بودن تو بود ...

کسی که شادی و غم ...درد و رنج ...بیماری و ناراحتی ...غصه ها و همه لحظه هایم را با من شریک بود و همیشه خدا را به خاطر وجودت شکر کرده ام ...

اما این روزها در بی احساسی مطلق ...در گنگی و مبهمی دنیا ...غرق بودم...

جایی میان زمین و آسمان ...

حتی قلم دردست گرفتن و نوشتن هم برایم انگیزه ه ای ایجاد نکرد ...

کتاب خواندن ...دیدن ...بودن ...ماندن ....

به نظر کارهایی گنگ و مبهم می آمد ...

فرار..

و به دنبال یک سوال ...که چرا ؟!!!!

نمی دانم شاید باید یاد بگیرم که انگیزه هایم خودم باشم ...

دیگران لفظی است خالی از مفهوم ...

بودن و نبودنشان ایجاد بودن نمی کند...

شاید گاهی کسی با تکه ای نان از خوردن لذت ببرد و کسی شاید با خوردن بهترین  غذاهای دنیا نیز هیچ لذتی احساس نکند ...

شاید کسی در خانه کاهگلی اش با دیدن تکه های دیواری که بر سرش خراب هم می شود احساس امنیت کند و شخصی در خانه ای چند هزار متری خواب راحت نداشته باشد ...

یکنواختی زندگی بهانه ای بیش نیست ...تنوع را انسان در زندگی ،‌ خود ایجاد می کند و نیز نا امیدی را

تفاوت میان شب وروز را انسان خود ایجاد می کند ...وگرنه تاریکی شب را نیز انسان تعریف کرده و نورانی بودن روز را نیز ...

در لحظه های بی مفهوم ...تنها به دنبال یک چیز می گشتم ...انر‍ژی برای بودن ...نفس کشیدن ...ماندن ....

مانندماشینی که از انرژی خالی است .و به دنیال منبع انرژی می گردد...سردر گم بودم...در سکون و بی حرکتی ...

دلم می خواست کسی بود که یاد آوری کند که تو انسانی و انسان دارای خلاقیت است و نبوغ ...و بها نه ی حرکتش و سکونش خودش می باشد...

نمی دانم شاید دنبال این مسیر صدایی را شنیدم ....

                                

 

 

 

دیگه نمی خوامت

انگاه که نیلوفر های برکه وفا پرپر شدن

وگلبرگهای عهد تو خشکیدن

یاسهای وحشی لبخند تلخی زدند

و تو مرا از یاد بردی

انگاه که ابرها

اشکهایشان را نثار ادمیان کردند

تا بذر محبت جوانه بزند

زیر چتر سیاه خود نهان شدی و مرا از یاد بردی

دیگر به فلک شکایتی نخواهم کرد

بر لب همان برکه طلایی

که روزی نیلوفرهای عشق در ان می روییدن

خواهم رفت و خواهم گفت

من نیز تو را از یاد خواهم برد

 

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و
خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن
گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.
آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.

 

مهدی جان

سحرگاهان همراه با طلوع خورشید

با عشق تو متولد می شوم

تا شامگاه از نبودنت می سوزم و می سازم

اگر باشی از وجودت جان می گیرم

و با نفست زندگی می کنم

و با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی می سپارم

به اندازه تمام ستاره های اسمان دوستت دارم

همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند

ودر اخر ای افتاب زیبای شرق

 از این انتظار سرد خسته شدم

دریابم


نظرات شما ()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
واگذاری وبلاگ
[عناوین آرشیوشده]

گفتگو با جون ایرانی ، حرف های خودمونی ، گوش شنوا ، پیشنهاد های شما هرروز ساعت 15 الی 17 و 21 الی 24 یــــاهـو

محبتهای امروز: 43
مهربون های دیروز: 50
مجموع دوستان: 231593
  • بفرما چایی

  • ایمیلییجوون ایرانی

  • مشخصات

  • آبدار خونه
  • درباره من
    جدید - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    پیوندهای روزانه

    عرفات [211]
    بقیه الله [177]
    خوب [211]
    زبل [249]
    [آرشیو(4)]

    آشنایی با من

    جدید - امید ،اندیشه ،حرکت
    جوون ایرانی
    من یه جوونم ، یه جوون خفن ، چون ایرانی ام ، جوون های ایرانی خفن ترین جوون های جهان هستند،یعنی هرچه بخواهند می توانند انجام بدهند‏، ما می توانیم ، چرا ؟ یادم سر دار می گفت تو جنگ تحمیلی همه جهان با صدام بودن اما جوون های ایرانی پشت همه رو به خاک مالیدن بله ما می توانیم ... در ضمن یادت باشه منم یه جوونم یه جوون ایرانی منم می تونم....

    لوگوی خودم

    جدید - امید ،اندیشه ،حرکت

    حضور و غیاب

    یــــاهـو

    لوگوی دوستان























    لینک دوستان

    آقاشیر

    آوای آشنا

    آرشیو

    smsدر جهان
    ارباب
    زیبا
    بهمن 85
    نیمه اول اسفند 85
    اسفند ماه
    حضرت رسول
    محبت
    یانگوم
    تیر
    نوکیا
    جدید
    معبر
    15 شعبان
    عکس
    مها رت های زندگی در اسلام
    گل برگ
    یاسمن
    زهرا
    رمضان

    جستجوی وبلاگ من

     :جستجو

    با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
    متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

    اشتراک

     

    تعداد   231593   بازدید